

مقاله روابط عمومی / اطلاعات
این وب سایت (از این پس "این سایت" نامیده می شود) از فن آوری هایی مانند کوکی ها و برچسب ها به منظور بهبود استفاده از این سایت توسط مشتریان ، تبلیغات بر اساس سابقه دسترسی ، درک وضعیت استفاده از این سایت و ... استفاده می کند. . با کلیک روی دکمه "موافق" یا این سایت ، شما موافقت می کنید که از کوکی ها برای اهداف فوق استفاده کنید و داده های خود را با شرکا و پیمانکاران ما به اشتراک بگذارید.در مورد رسیدگی به اطلاعات شخصیسیاست حفظ حریم خصوصی انجمن ارتقا Cultural فرهنگی Ota Wardلطفا مراجعه کنید.


مقاله روابط عمومی / اطلاعات
صادر شده در 2026 ژانویه 1
مقاله اطلاع رسانی هنرهای فرهنگی Ota Ward "ART bee HIVE" یک مقاله اطلاعاتی سه ماهه است که حاوی اطلاعاتی درباره فرهنگ و هنرهای محلی است که از پاییز 2019 توسط انجمن ترویج فرهنگی بخش اوتا منتشر شده است.
«بی هایو» به معنی کندوی زنبور عسل است. ما به همراه «جوخه زنبور عسل»، گروهی از خبرنگاران محلی که از طریق جذب عمومی استخدام شدهاند، اطلاعات هنری را جمعآوری کرده و به شما ارائه خواهیم داد!
در "+ زنبور عسل!" ، ما اطلاعاتی را که امکان معرفی بر روی کاغذ وجود ندارد ، ارسال خواهیم کرد.
هنرمند: هنرمند یونا اوگینو + زنبور عسل!
مکان هنری: موسسه هنر شیشه توکیو + زنبور عسل!
خیابان خرید x هنر + زنبور عسل!
رویداد توجه آینده + زنبور عسل!
اوگینو در استودیوی خود، STUDIO ZUGA، روی یک اثر جدید کار میکند.
یونا اوگینو هنرمندی است که در زوشیکی، اوتا وارد، آتلیهای دارد. او با استفاده از گلها و انسانها به عنوان نقوش اصلی، نقاشیهای نیمه انتزاعی منحصر به فردی خلق میکند که سطح را از حالت بازنمایی به انتزاعی بازسازی میکند. او با نقاشی مکرر روی یک اثر موجود، خراشیدن آن با چاقوی نقاشی یا پاک کردن آن با پارچه، نقاشیهای چند لایه خلق میکند.
لطفا از برخوردتان با هنر بگویید.
«من نقاشی رنگ روغن را از ۱۰ سالگی شروع کردم. اولین برخورد من با هنر معاصر زمانی بود که در دبیرستان راهنمایی بودم، تقریباً همزمان با افتتاح موزه هنرهای معاصر توکیو. من یک آگهی برای نمایشگاه جاسپر جانز* در کلاس درس دبیرستانم دیدم و تصمیم گرفتم بروم و آن را ببینم. از دور، نقاشیها پر از عناصر نمادین مانند پرچمهای ملی و اهداف بودند، اما وقتی از نزدیکتر نگاه میکردید، روزنامهها و اشیاء روزمره را روی بوم کلاژ میکردید و اعداد و حروف را با ضربات قلمموی پیچیده نقاشی میکردید. هم آثار و هم فضای نمایشگاه در مقیاس بزرگ بودند و من غرق در جهانبینی آن شدم که کاملاً با هر نقاشیای که تا آن زمان دیده بودم متفاوت بود.」
شنیدهام اهل اوتا وارد هستید. اوتا وارد چه تأثیری روی شما به عنوان یک هنرمند داشته است؟
«وقتی در مدرسه ابتدایی بودم، یک رویداد طراحی داشتیم که در آن برکه سنزوکو را نقاشی کردیم. از آنجایی که از کودکی عاشق نقاشی طبیعت بودم، زیبایی درختان، انعکاس در آب برکه و پل قوسی قرمز مرا تحت تأثیر قرار داد و هنوز هم نقاشی آنها را با آبرنگ به یاد دارم. همچنین، در کلاس دبستان من دختر یک هنرمند معاصر و دختر عکاسی که از آثار هنری معاصر عکاسی میکرد، بودند، بنابراین من توانستم در اوقات فراغتم هنر را تجربه کنم. در دهه 90، هنر معاصر هنوز به عنوان جهانی دشوار و ترسناک دیده میشد، اما در مورد من، تحت تأثیر این دوستان، مانند بخشی از زندگی روزمرهام احساس میشد، بنابراین اکنون که به گذشته نگاه میکنم، فکر میکنم این یک تجربه بسیار ارزشمند بود.」
«p-030425_1» (2025)
دوست دارم در مورد مضامین آثارتان از شما بپرسم. شما از زمان شروع کارتان، گلها را نقاشی میکردید.
«از کودکی، نقاشی از طبیعت را به اشیاء ساخته دست بشر مانند ساختمانها و وسایل روزمره ترجیح میدادم. من در بخش اوتا متولد و بزرگ شدم، جایی که طبیعت اطرافش را احاطه نکرده است، اما درختانی در مناطق مسکونی کاشته شده و گلهای زیبایی در باغها شکوفا میشوند. در مجموعه «باغ» که در ابتدای کارم منتشر کردم، از گلهای شکوفا شده در باغهای خانههای اطراف و پروانههایی که گهگاه میدیدم به عنوان نقوش استفاده کردم. فکر میکنم گلها نقوشی هستند که به طور خاص در زندگی روزمرهام توجه من را جلب میکنند.»
بعدها، شما شروع به نقاشی از بدنهای برهنه کردید. دلیل پیشرفت شما از گلها به سمت جسم چه بود؟
「در مجموعه «باغ»، من با احساسی صادقانه از «دیدن و ترسیم» شروع به طراحی کردم و به تدریج شروع به نقاشی «گلها» به عنوان استعارهای برای خودم کردم. در نهایت، تصمیم گرفتم که واقعاً آدمها را هم نقاشی کنم. گلها زیبا هستند، اما آرایش نشدهاند. بنابراین تصمیم گرفتم آدمها را برهنه نقاشی کنم. من هم آدمها و هم گلها را لایه لایه رنگ کردم و سعی کردم جوهره واقعی آنها را پیدا کنم.
«p-110325_1» (2025)
آیا چیزهایی وجود دارد که فقط بتوانید در اکسپرسیونیسم نیمه انتزاعی نقاشی کنید؟
«نقاشیهای من را میتوان به بهترین شکل «نقاشیهایی با ظاهر نیمه انتزاعی» توصیف کرد. حتی بخشهایی که نیمه انتزاعی به نظر میرسند، در واقع از اشیاء واقعی نقاشی شدهاند. فکر میکنم دلیل اینکه نقاشیهای من واقعگرایانه به نظر نمیرسند این است که از قلمموها و چاقوهای بزرگ استفاده میکنم، گاهی اوقات سوژه، نور و سایه را در مقیاس بزرگ ثبت میکنم و با جایگزین کردن حرکت و دما با رنگ، بداههپردازی میکنم.»」
چرا نیمه انتزاعی به جای کاملاً انتزاعی؟
«من آگاهانه بین نقاشیهای واقعگرایانه، انتزاعی و نیمهانتزاعی تمایز قائل نمیشوم، بلکه نتیجه نقاشی یک نقشمایه، نیمهانتزاعی به نظر میرسد. در پرترهها، اغلب قسمتهایی را که جنسیت یا نژاد نامشخص است، و همچنین اشیاء ساخته دست بشر مانند لباس را به شیوهای به اصطلاح واقعگرایانه نقاشی میکنم. وقتی سعی میکنم چیزهایی را که با چشم غیرمسلح دیده نمیشوند، مانند حرکت، احساسات یا دما، به تصویر بکشم، به شیوهای انتزاعی (با استفاده از ضربات قلم و نواحی رنگی بزرگ) نقاشی میکنم.»」
«p-011125_1» (2025)
میخواستم در مورد تکنیکتان از شما بپرسم. چرا اینقدر روی لایه لایه کار کردن حساس هستید؟
«در مقایسه با عکاسی، که رسانهای است که لحظهای از زمان را ثبت میکند، نقاشی برای خلق یک اثر دوبعدی واحد، به انباشت زمان تولید از یک هفته تا چند ماه نیاز دارد. اگر قرار است ضرورت نقاشی را در این روزگار بررسی کنیم، معتقدم نشان دادن این انباشت زمان ضروری است.»」
به نظر میرسد که زمانها و افکار مختلف زیادی روی یک پرده نمایش داده میشوند.
«لایههای سطحی و درونی در هم تنیده شدهاند تا یک تصویر واحد را تشکیل دهند. وقتی شروع به نقاشی میکنم، تصویر نهایی را در ذهن ندارم. هر روز رنگ میزنم و روی تازگی احساساتم تمرکز میکنم. گاهی اوقات قسمتهایی که زمان زیادی را صرف نقاشی آنها کردهام، بعداً نامرئی میشوند، یا مجبور میشوم آنها را با چاقو بتراشم، بنابراین ممکن است به نظر برسد که من رویکرد غیرمستقیمی را در پیش گرفتهام، اما برای من، این یک روش صادقانه برای مواجهه با بوم است.»」
نوکونوکو کارگاهی است که در آن کودکان از ۴ سال تا بزرگسالان و افراد دارای معلولیت میتوانند در یک مکان به خلق آثار هنری بپردازند.
لطفا در مورد «کارگاه آموزشی نوکونوکو» برای ما توضیح دهید.
«کارگاه آموزشی نوکونوکو یک کلاس هنری است که در سال ۲۰۰۸ در اتاق هنر جنگل فرهنگی اوتا آغاز شد. این کلاس توسط گروهی از همکلاسیهای خواهرم که دارای معلولیت هستند، با همکاری انجمن مشارکت بخش اوتا آغاز شد. از زمانی که دانشآموز بودم، مجذوب نقاشیهای افراد دارای معلولیت بودم. من از ۱۰ سالگی نقاشی میکشیدم و آموزش هنری میدیدم، بنابراین فکر میکنم احساس میکردم استعداد فراوان آنها چیزی است که من ندارم.»
آیا فعالیتهای منظمی دارید؟
«در حال حاضر، من سه جمعه در ماه در مرکز پشتیبانی ساپورت پیا برای افراد دارای معلولیت در بخش مرکزی اوتا کار میکنم. همه از چهار سال تا بزرگسال، متقاضیان مدرسه هنر و افراد دارای معلولیت برای نقاشی در یک فضا گرد هم میآیند. به جای دنبال کردن یک تم یکسان، هر فرد بر اساس تم خودش کار میکند، بنابراین امیدوارم این فضا به فضایی تبدیل شود که بتوانند در آن الهامبخش و پرورشدهنده یکدیگر باشند. دو سال پیش، من پروژهای به نام +ART (Prasart) را با همکاری انجمن ارتقای فرهنگی بخش اوتا آغاز کردم. این یک پروژه به سبک کارگاهی است که از قدرت هنر برای جذابتر و مطلوبتر کردن محصولات ساخته شده توسط کارگاههای رفاهی در بخش اوتا استفاده میکند. کارگاه نوکونوکو از تجربهای که من به دست آوردهام استفاده میکند تا پیشنهادهایی ارائه دهد که به کاربران امکان میدهد از خلق کردن لذت ببرند و در عین حال استعدادهای خود را شکوفا کنند.»
از کسانی که میخواهند نقاشی را به عنوان یک سرگرمی شروع کنند تا کسانی که قصد ورود به کالجها و دانشگاههای هنر را دارند، دوره طراحی و نقاشی در گروههای کوچک «سمینار هنری کاماتا»
لطفا درباره جذابیت روکوگو برای ما بگویید.
«روکوگو نزدیک رودخانه تاما است و طبیعت آن را احاطه کرده است، جایی که میتوانید جریان ملایم زمان را حس کنید. من همچنین فکر میکنم شهری با فضایی نوستالژیک و حس تعلق به جامعه در میان همسایگان است.»من به اندازه کافی خوش شانس بودم که سال گذشته به عنوان بخشی از پروژه "خانههای خالی و سایر املاک برای مشارکت اجتماعی" یک استودیو در مینامی-روکوگو راه اندازی کنم. من در روزهای هفته عمدتاً از آن برای کارهای خلاقانه خودم استفاده میکنم، اما آخر هفتهها (12:00 تا 15:00)، یک کلاس نقاشی به نام "سمینار هنر کاماتا" برگزار میکنم که توسط مربی هنر، مایو تاکاتوری، تدریس میشود. تاکاتوری در حال حاضر به عنوان مدیر یک مدرسه مقدماتی هنر و مربی هنر در یک دبیرستان جامع هنر فعالیت میکند. او تخصص گستردهای در آزمونهای ورودی دانشگاه هنر توکیو دارد و افراد با استعداد زیادی را تربیت کرده است که در دنیای هنر پیشرفت کردهاند. او یک مربی بسیار محبوب است و همچنین با هنرمند مانگا، سوباسا یاماگوچی، در اثرش "دوره آبی" همکاری کرده است. این استودیو همچنین برای کلاسهای هنری مجهز است، بنابراین دوست دارم همه در بخش اوتا بیایند و طراحی و نقاشی اصیل را یاد بگیرند.」
*جاسپر جانز: متولد ۱۹۳۰. نقاش و مجسمهساز آمریکایی. اثر شاخص او «پرچمها» (۱۹۵۴-۵۵) است، کلاژی از رنگهای لایه لایه که از روزنامه ساخته شده و با موم سخت شده است. او متعاقباً نقاشیهایی با نقوشی مانند «اهداف» و «اعداد» خلق کرد. در دهه ۱۹۶۰، او آثاری خلق کرد که در آنها اشیاء مختلف را روی بوم میچسباند.
نمایشگاه جاسپر جانز، یک نمایشگاه مروری بر آثار بود که از شنبه، ۲۸ ژوئن تا یکشنبه، ۱۷ آگوست ۱۹۹۷ در موزه هنرهای معاصر توکیو برگزار شد.
*+ART (پراسارت): ابتکاری از سوی انجمن ترویج فرهنگی شهر اوتا، یک بنیاد عامالمنفعه. این پروژه، مراکز رفاهی و هنرمندان را به هم متصل میکند تا جذابیت «محصولات تولید مستقل» تولید شده در این مراکز را افزایش دهد.
*کارخانه هنری جونانجیما: یکی از بزرگترین تأسیسات هنری در توکیو، که از یک انبار ۳۰۰۰ متر مربعی در جونانجیما، بخش اوتا، بازسازی شده است. این مرکز شامل یک فضای نمایش آثار هنری و استودیوها (آتلیهها) است که هنرمندان میتوانند آثار خود را در آنجا خلق کنند.
او که در سال ۱۹۸۲ در توکیو متولد شد، فعالیت هنری خود را پس از فارغالتحصیلی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه هنر توکیو در سال ۲۰۰۷ آغاز کرد. او در نمایشگاههای انفرادی و گروهی متعددی در ژاپن و خارج از کشور شرکت داشته است.
دوره: از الان تا ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶ (دوشنبه) هر روز: ۱۱:۰۰-۲۰:۰۰ *در آخرین روز ساعت ۱۸:۰۰ تعطیل است
محل برگزاری: کتابفروشی کیوتو تسوتایا، فضای نمایشگاهی طبقه 5 (داخل کیوتو تاکاشیمایا SC، 35 Otabicho، 2-chome، Shijo-dori Teramachi Higashiiru، Shimogyo-ku، شهر کیوتو، استان کیوتو)
موسسه هنر شیشه توکیو یک موسسه آموزشی تخصصی شیشه با برخی از بهترین امکانات در ژاپن و تیمی از مربیان فعال در خط مقدم است که در آن میتوانید تمام تکنیکهای هنر شیشه را بیاموزید. از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۸۱، این موسسه بیش از ۱۰۰۰ فارغالتحصیل و افراد با استعداد زیادی را تربیت کرده است. در سالهای اخیر، این موسسه همچنین شروع به ارائه دورههای شبانه کرده است که به دانشجویان اجازه میدهد در حین کار تحصیل کنند، کلاسهای هنر شیشه برای علاقهمندان و کارگاههای عملی که در آن دانشجویان میتوانند به راحتی آثار شیشهای بدیع خلق کنند. ما با کنیچیرو اوموتو، مدیر و هنرمند شیشه، صحبت کردیم.
آقای اوموتو در حال آموزش هنر کیریکو
لطفا بفرمایید چه چیزی شما را به تأسیس شرکت ترغیب کرد؟
«من در دانشگاه واسدا به همراه کیکو ماتسوئو، مدیر فعلی موسسه هنر شیشه توکیو، در مورد شیشه تحقیق میکردم.由水این مدرسه در سال ۱۹۸۱ توسط ماتسوئو و تسونئو* در کاوازاکی تأسیس شد. پروفسور یوسویی پیش از این یک کلاس هنر شیشه در شینجوکو برگزار کرده بود که ماتسوئو در آن شرکت میکرد. این دو نفر با هم دوست شدند و تصمیم گرفتند اولین مدرسه حرفهای هنر شیشه ژاپن را تأسیس کنند. ماتسوئو یک زن خانهدار معمولی بود و شوهرش پزشک. یک بیمارستان قدیمی خالی شده بود، بنابراین آنها تصمیم گرفتند آن را به یک مدرسه تبدیل کنند. در آن زمان، به سختی مدرسهای وجود داشت که هنر شیشه را آموزش دهد.
لطفا از ویژگیها و جذابیتهای مدرسهتان برای ما بگویید.
«بهترین نکته در مورد این مدرسه، تنوع تکنیکهایی است که میتوانید یاد بگیرید. با مربیان متخصص در هر زمینه و امکانات عالی، میتوانید همه چیز را از تکنیکهای سنتی گرفته تا فناوریهای جدید یاد بگیرید. میتوانید طیف گستردهای از مهارتها را در هنر شیشه کسب کنید.»
وقتی بر تکنیکهای متنوعی تسلط پیدا کردید، احتمالاً میتوانید آنها را با هم ترکیب کنید تا آثار جدید و منحصر به فردی خلق کنید.
«این اخیراً خیلی باب شده. استفاده از فقط یک تکنیک شما را شبیه هنرمندان گذشته میکند. یادگیری تکنیکهای متنوع، دامنه کار شما را گسترش میدهد. این یک مزیت بزرگ است.»همین امر در مورد یافتن شغل نیز صدق میکند. در گذشته، کارخانههای شیشهگری فقط افرادی را میخواستند که میخواستند در شیشهگری کار کنند. در سالهای اخیر، شرکتها گسترش یافتهاند، بنابراین آنها به دنبال افرادی با دانش گسترده در مورد شیشه هستند که تکنیکهای متنوعی را میشناسند، مانند دانشجویان ما. تقریباً ۱۰۰٪ از کسانی که به دنبال شغل هستند، میتوانند شغل پیدا کنند.
من متوجه شدم که اوموتو-سان همچنین فارغالتحصیل موسسه هنر شیشه توکیو است.
«من در ابتدا یک کارمند اداری در بخش تعمیر ماشینآلات بودم.دیگرانمن همیشه چیزهایی را که توسط شرکتهای دیگر ساخته شده بود تعمیر میکردم، بنابراین میخواستم خودم چیزی بسازم. بنابراین کارم را رها کردم (میخندد). داشتم به مواد مختلف نگاه میکردم تا فکر کنم از چه چیزی استفاده کنم، و آن موقع بود که به شیشه برخوردم. جاهایی را که میتوانستم شیشه را آموزش ببینم، جستجو کردم و این مدرسه را پیدا کردم، بنابراین ثبت نام کردم. در سال ۱۹۹۷، فقط یک مدرسه حرفهای شیشه دیگر در تویاما وجود داشت و این تنها مدرسه بود.」
چه چیزی شما را به شیشه جذب کرد؟
«این یک توصیف خیلی کلی است، اما به این دلیل بود که شفاف و زیبا بود (میخندد). من به آثار زیادی نگاه نکردم و در مورد تکنیکهایی مانند شیشه برشخورده* یا شیشه دمیده* هم تحقیق نکردم. فقط فکر کردم شیشه جالب به نظر میرسد، بنابراین تصمیم گرفتم آن را امتحان کنم، همین (میخندد).」
در یک محیط رضایتبخش، دانشآموزان قصد دارند مهارتها و دانش اولیه مورد نیاز برای تبدیل شدن به یک هنرمند شیشهگر را کسب کنند.
لطفا هر خاطرهای از دوران مدرسه دارید برای ما تعریف کنید.
«به من آزادی زیادی داده شد. آنقدر غرق یادگیری کیریکو شدم که در بسیاری از کلاسهای دیگرم شرکت نکردم. من فقط کیریکو را انجام میدادم، اما سرزنش نمیشدم. در عوض، بیشتر شبیه این بود که «بیشتر انجام بده! بیشتر انجام بده!» البته، من برای ساختن کیریکو سخت کار کردم. فکر میکنم معلمها هم مراقب من بودند. آنها فکر میکردند «خب، برای او اشکالی ندارد» و اجازه میدادند هر کاری که میخواهم انجام دهم.»
یکی از چیزهایی که از این مدرسه به دست آوردم، آشنایی با آدمهای جدید بود، چه چیزهای دیگری؟
«همه چیز به تکنیکها مربوط میشود. چون اینجا یک مدرسه است، هر چیزی که بپرسید به شما یاد میدهند. معلمها همگی هنرمندان مستقلی هستند، اما چیزی را پنهان نمیکنند. حتی چیزهایی را که ممکن است فکر کنید راز هستند به شما میگویند. اگر به عنوان یک صنعتگر به یک شرکت ملحق میشدم، فکر میکنم یادگیری همان تعداد تکنیکی که در این مدرسه یاد گرفتم، زمان بسیار زیادی میبرد. اینجا میتوانید در مدت زمان کوتاهی یاد بگیرید و فرصتهای زیادی برای به کار بستن آموختههایتان وجود دارد. در سیستم کارآموزی، هنجار «تماشا کردن و یادگیری» است و آنها به طور فعال تئوری پشت آن را به شما آموزش نمیدهند.»
«شیشه دمیده» - شکل دادن با دمیدن هوا
آیا همه مدرسان شما به عنوان نویسنده فعال هستند؟
«وقتی این مدرسه برای اولین بار تأسیس شد، هیچ شغلی برای معلمان هنر شیشه وجود نداشت، بنابراین آنها صنعتگران را از کارخانههای مختلف استخدام کردند. بنیانگذار، کیکو ماتسوئو، فلسفه پرورش هنرمندان را داشت، بنابراین بسیاری از دانشآموزان نه تنها صنعتگر بودند، بلکه هنرمندان فعالی نیز بودند.»
آیا شما هم بلافاصله پس از مدرس شدن، کارتان را ارائه دادید؟
«وقتی تصمیم گرفتم اینجا بمانم، میدانستم که باید هدفم هنرمند شدن باشد، بنابراین در دوران دانشجویی شروع به تحصیل در رشته هنر کردم. بعد از فارغالتحصیلی به طور جدی شروع به خلق آثار کردم. خوش شانس بودم که در اولین تلاشم برای نمایشگاه صنایع دستی سنتی ژاپن که توسط شورای کوگی ژاپن* برگزار میشد، انتخاب شدم. دفعه اول بلافاصله قبول شدم، اما بعد از آن موفقیتها و شکستهای زیادی داشتم، بنابراین خیلی سخت بود (میخندد).»
آثار اوموتو بیانگر هنر بامبو در برش شیشه است. "کاسه شیشهای آبی" و "بشقاب شیشهای سبز"
«مشعل اکسیژن» برای یادگیری نحوه استفاده از شیشه مقاوم در برابر حرارت
هنگام تدریس به دانشآموزان، چه مواردی را مهم میدانید؟
«خلق کردن چیزی مثل ساختن یک خودِ دیگر از خودتان است. من به مردم میگویم که همیشه هنگام خلق چیزی این را در نظر داشته باشند. اگر برای خلق چیزی وقت و تلاش بگذارید، قطعاً در محصول نهایی خود را نشان خواهد داد. هر کسی میتواند فوراً متوجه شود که آیا از زیر کار در رفتهاید یا نه.»اغلب از دانشجویان فارغ التحصیل خواسته می شود که喩به نظرم وقتی فارغالتحصیل میشوید، کارتان هنوز در وضعیت خامی خواهد بود. از آنجا، به تدریج آن را به قطعات ظریفتر برش میدهید و در نهایت آن را صیقل میدهید تا براق و درخشان شود، و به همین ترتیب، هنوز هم باید آموزشهای زیادی ببینید تا مهارتهایتان را تقویت کنید. امیدوارم همیشه اشتیاقتان برای یادگیری را به خاطر داشته باشید.
"گل بریده کیریکو" برای برش سطح شیشه
علاوه بر دوره آموزشی حرفهای، دوره کاردستی با شیشه نیز وجود دارد. چه نوع افرادی در این دوره شرکت میکنند؟
«اکثر دانشآموزان به عنوان سرگرمی درس میخوانند. اکثر آنها تقریباً هفتهای یک بار میآیند. اکثر آنها بزرگسالان شاغل هستند، اما ما تعدادی دانشآموز دبیرستانی هم داریم. از نظر جنسیت، ۷۰٪ زن هستند. در گذشته، نسبت زنان حتی بیشتر بود. اخیراً، تعداد مردان رو به افزایش بوده است.»
چه نوع افرادی در کلاسهای آزمایشی شرکت میکنند؟
«ما گردشگران زیادی داریم. وبسایتهای زیادی وجود دارند که دورههای آموزشی در مقاصد گردشگری را معرفی میکنند، اما تعداد زیادی از آنها دورههای شیشهگری ارائه نمیدهند. و این تعداد در توکیو حتی کمتر است. من آمار ندارم، اما میتوانم بگویم حدود ۸۰ درصد از بازدیدکنندگان ما از خارج از توکیو هستند. همچنین تعداد قابل توجهی از افراد از خارج از کشور نیز به ما مراجعه میکنند. حدود ۲۰ درصد باقیمانده افرادی هستند که در همان نزدیکی زندگی میکنند و میگویند: «مدتی است که اسم این مکان را شنیدهام و همیشه میخواستم آن را امتحان کنم.»»
در پایان، لطفاً پیامی برای ساکنان بخش داشته باشید.
«امید همیشگی من این است که هنر شیشه را رواج دهم. هنوز افراد زیادی از آن بیاطلاع هستند. چه دمیدن شیشه باشد و چه ساختن یک فنجان، افرادی هستند که میگویند: «اوه، پس اینطوری ساخته میشود!» میخواهم مردم بدانند هنر شیشه چیست. بهترین کار این است که مردم خودشان آن را امتحان کنند، اما اول از همه، میخواهم افراد زیادی بیایند و آن را ببینند. لطفاً وقتی برای پیادهروی بیرون هستید، به ما سر بزنید.»
یوشیمیزو تسونئو: متولد استان توکوشیما در سال ۱۹۳۶. تحصیلات دکترای خود را در دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه واسدا به پایان رساند. متخصص در تاریخ هنر شیشه و تاریخ مذاکرات هنر شرق و غرب. در دانشگاه هنر تاما، دانشگاه واسدا، دانشگاه ایواته، دانشگاه زنان ژاپن و سایر موسسات تدریس کرده است. در سال ۱۹۸۱، موسسه هنر شیشه توکیو، یک مدرسه آموزشی برای هنرمندان شیشه را افتتاح کرد. از جمله انتشارات مهم او میتوان به مسیر شیشه (۱۹۷۳)، شیشه دورههای ادو و میجی (۱۹۷۹) و شیشه باستانی (۱۹۸۰) اشاره کرد.
* کیریکو: تکنیکی برای ایجاد الگوها با برش سطح شیشه یا محصولات شیشهای که به این روش پردازش میشوند.
دمیدن شیشه: یک تکنیک شیشهگری که در آن شیشه مذاب دور یک لوله فلزی پیچیده شده و با دمیدن هوا به داخل آن شکل داده میشود.
*شورای کوگی ژاپن، یک انجمن ثبتشده با منافع عمومی: سازمانی متشکل از هنرمندان صنایع دستی سنتی، تکنسینها و دیگران، حول محور دارندگان داراییهای فرهنگی ناملموس مهم (که با عنوان گنجینههای ملی زنده نیز شناخته میشوند). این شورا تقریباً ۱۲۰۰ عضو دائمی، از جمله دارندگان داراییهای فرهنگی ناملموس مهم در حوزه صنایع دستی، دارد. نمایشگاه صنایع دستی سنتی ژاپن، که این انجمن به همراه آژانس امور فرهنگی، NHK، و شرکت آساهی شیمبون از آن حمایت مالی میکنند، از سال ۱۹۵۴ سالانه برگزار شده است.
متولد ۱۹۶۷ در استان هیوگو. فارغالتحصیل دانشکده تحصیلات تکمیلی موسسه هنر شیشه توکیو در سال ۲۰۰۰. مدیر نماینده موسسه هنر شیشه توکیو و هنرمند شیشهگر. او با ترکیب تکنیکهای جدید در تکنیکهای سنتی ادو کیریکو، آثار منحصر به فردی خلق میکند. عضو کامل شورای کوگی ژاپن، یک انجمن ثبت شده با منافع عمومی.
تاریخ: ۲۵ فوریه ۲۰۲۶ (چهارشنبه) - ۱ مارس ۲۰۲۶ (یکشنبه) هر روز: ۱۰:۰۰-۱۸:۰۰
*ساعت ۱۳:۳۰ روز اول باز میشود، ساعت ۱۵:۳۰ روز آخر بسته میشود
مکان: موزه هنر مگورو، گالری شهروندان (2-4-36 مگورو، مگورو-کو، توکیو)
درست روبروی اداره پست اوتا مینامی روکوگویچی، کیکیهادا شوتن قرار دارد که در سال ۲۰۱۸ افتتاح شد. این مغازهای است که لباسهای هنری گوت* و بینظیر ژاپن را به نمایش میگذارد. ما با مالک و طراح، کیکی گوتو، صحبت کردیم.
کیکی، مالک و طراح
لطفا به ما بگویید که چگونه برای اولین بار با گات و لباس آشنا شدید.
«از وقتی کوچک بودم، همیشه عاشق شخصیتهای شرور در سریالهای تلویزیونی سوپر سنتای بودم. وقتی در مدرسه ابتدایی بودم، فیلمهای بتمن* و ادوارد دستقیچی* را دیدم و با خودم فکر کردم، 'آه، این خودشه!' به سمت تاریکی کشیده شدم.»
چه چیزی شما را به شروع تولید ترغیب کرد؟
"در هاراجوکو"CA4LAمن در یک مغازه کلاه فروشی به نام «فروشگاه کلاه» کار میکردم. من دانشجوی هنر در دبیرستان هانهدا بودم و نقاشی رنگ روغن میکشیدم. آنها به من گفتند که اگر میتوانم نقاشی کنم، باید هنر خلق کنم، بنابراین من روی کلاههای سیلندری و سایر اقلام نقاشی میکردم تا کلاههای منحصر به فردی بسازم.در آن زمان، رویدادهای باشگاههای گوت برگزار میشد و من شروع به رفتن به آنها کردم. مکانهای زیادی در ژاپن وجود نداشت که لباسهای سبک گوت بفروشند، بنابراین من شروع به دوختن لباسهای خودم برای پوشیدن در باشگاهها کردم.
این چه جور مراسم باشگاهیه؟
«این رویدادی بود که در روپونگی برگزار شد، جایی که مردم با لباسهای گات دور هم جمع میشدند و با آهنگهای گات راک*، پازیتیو پانک* و موج نوی دهه هشتاد* میرقصیدند.»
لطفا به ما بگویید چه چیزی شما را به راه اندازی کیکیهادا شوتن ترغیب کرد.
«در یک رویداد گوتیک غرفهای برپا کردم و انواع سفارشها را دریافت کردم. میخواستم بیشتر و بیشتر درست کنم و وقتم داشت تمام میشد، بنابراین گفتم میخواهم از مغازه بیرون بیایم. بعد رئیس گفت: «باید مغازه خودت را راه بیندازی.» بنابراین او مرا با آپارتمانهای دوجونکای (که حالا اوموتساندو هیلز نام دارد) آشنا کرد و من مغازهام را راه انداختم. یک چرخ خیاطی خانگی و یک صندلی غذاخوری از خانه پدر و مادرم با خودم آوردم (میخندد). این ماجرا در سال ۲۰۰۱، زمانی که ۲۱ سالم بود، اتفاق افتاد.»
لطفا در مورد ریشه نام فروشگاه توضیح دهید.
«در ابتدا، من و خواهرم در رویدادها فروش انجام میدادیم. از اینکه به عنوان خواهر کار میکردیم خجالت میکشیدیم، بنابراین به اطرافیانمان میگفتیم که «کیکیلالا» هستیم. بعد همه شروع کردند به ما «کیکیلالا شوتن» صدا بزنند، و وقتی داشتم با تلفنم تایپ میکردم تا اعلام کنم «کیکیلالا شوتن افتتاح میشود»، حروف کانجی که الان استفاده میکنیم، اتفاقاً ظاهر شدند. با خودم فکر کردم، «آه، کانجیها خوب هستند!» و اینطور شد که این اسم را گرفتیم (میخندد).»
لطفا در مورد مفهوم فروشگاه به ما بگویید.
«جزیرهای به نام جزیره کیکیناراها وجود دارد و این یک ویژگی ملی مردم است که لباسهای مشابه دیگران را نمیپوشند. کیکیناراها شوتن این فلسفه را به ارث برده است. این مغازه همچنین اتاق لباس خانه اپرا است. جایی است که میتوانید لباسهایی پیدا کنید که شما را به نقش اصلی رویاهایتان تبدیل کند.»
نه تنها کلاه، بلکه کرست، کفش، لوازم جانبی و حتی دکوراسیون داخلی را میتوان با دنیای کیکیهادا شوتن هماهنگ کرد.
«من فقط چیزی را که میخواهم میسازم. میخواهم چیزهای زیادی را تحقیق کنم، بنابراین به این فکر میکنم که چطور چیزی ساخته شده است، و در ادامهی آن، میخواهم انواع چیزها را بسازم، و در نهایت انواع چیزها را میسازم.»
کلاهها و کیفها پس از پیاده شدن از آسانسور در فضای زیرزمینی ردیف شدهاند
یک لباس یا کرست بینظیر، یک هنر پوشیدنی است.
چرا تصمیم گرفتید دوباره در روکوگو فعالیت کنید؟
«مغازه من در اوموتساندو در یک مجله معرفی شد و افراد زیادی به آنجا آمدند. پس از آن، پنج فروشگاه در توکیو و اوزاکا به نام «برهنههای خطرناک» افتتاح کردم، یک فروشگاه منتخب برای لباسهای وارداتی. با این حال، آنقدر سرم شلوغ شد که دیگر وقتی برای خلاقیت نداشتم. برای اینکه چیزهایی را که میخواستم بسازم، تمام فروشگاههای منتخب را بستم و این فروشگاه را راهاندازی کردم تا روی ساخت لباسهای خودم تمرکز کنم.»
چه نوع مشتریانی دارید؟
«مشتریان ما طرفداران مد گات، اعضای گروههای موسیقی و افرادی هستند که به نمایشهای زنده میروند. ما همچنین در صنعت تئاتر، شعبدهبازان، رقصندگان میله و فالگیران نیز فعالیت داریم. ما همچنین برای مراسم ورودی مدارس فنی و حرفهای لباس تولید میکنیم. فروش ما عمدتاً از طریق سفارش پستی و سفارشهای سفارشی است. ما باید از قبل در مورد لباسها و موارد دیگر صحبت کنیم، بنابراین آنها به اینجا میآیند.»
تابوتی که هم به عنوان تخت و هم به عنوان میز قابل استفاده است.
ساخته شده در اوتا "لب گوتیک"
پروژه شما بر اساس موضوع «کارخانه اوتا وارد در طراحی گوتیک» است. لطفاً در این مورد بیشتر توضیح دهید.
«این همکاری با کارخانهها و صنعتگران در بخش اوتا است. میخواستم اقلامی بسازم که مردم حتی در بزرگسالی هم بتوانند از آنها استفاده کنند، بدون اینکه از مد دست بکشند، بنابراین ابتدا کیف درست کردم. سپس، قبل از شیوع ویروس کرونا، «لب گوتیک» را ساختم. اقلامی با طراحی گوتیک پیچیده که مردم حتی در بزرگسالی هم بخواهند آنها را حمل کنند، بدون مهارت یک صنعتگر و تکنیکهای قابل اعتماد یک کارخانه قابل تکمیل نیستند. دوست دارم تعداد اقلامی را که با همکاری کارخانههای محلی تولید میکنیم، افزایش دهم. اگر کاری انجام دهم، فکر میکنم باید در بخش اوتا باشد. همه چیز در اوتا ساخته میشود. دوست دارم به پذیرفتن چالشهای جدید ادامه دهم.»
تو تابوتهایی به سبک غربی برای خواب خونآشامها درست میکنی.
«شخصی سفارشی برای تزئینات صحنه داشت و از من پرسید که آیا میتوانم تابوت بسازم. این مربوط به بیش از ۱۰ سال پیش است. من با شرکتهای تجهیزات تابوت و محراب بودایی مشورت کردم، اما آنها امتناع کردند و گفتند: «این کار نامناسب است. این یک شیء مقدس است، بنابراین اگر کار عجیبی انجام دهیم، توسط صنعت طرد خواهیم شد، بنابراین نمیتوانیم آنها را بسازیم.» بنابراین مدتی از این ایده دست کشیدم و به طور مبهم فکر میکردم که شاید روزی بتوانم این کار را انجام دهم. سپس همهگیری کووید-۱۹ از راه رسید. هیچ نمایش یا رویداد زندهای وجود نداشت، بنابراین اصلاً کاری نداشتم. فکر کردم، من که دیگر مردم، پس یک تابوت میسازم، یک تابوت میسازم و دوباره متولد میشوم -- خودم را زنده میکنم، بنابراین تمام پولی را که داشتم جمع کردم و از یک شرکت مبلمان داخلی در اوتا وارد خواستم که یکی بسازد. وقتی شروع به ساختن آن کردیم، چون آنها صنعتگر بودند، پیشنهادهای زیادی به من دادند، مثلاً اینکه «بهتر است این کار را به این شکل انجام دهیم»، که خیلی جالب بود. اول از آنها خواستم یکی برای من بسازند.من خیلی اتفاقی در شبکههای اجتماعی پست گذاشتم که به ساختن چیزی شبیه به این فکر میکنم و کلی جواب گرفتم، مثلاً «منم یکی میخوام!» بنابراین از طریق جمعآوری سرمایه مردمی شروع به گرفتن سفارش کردم.
شما برای عروسکها تابوت هم درست میکنید.
«از افرادی که نسخه انسانی را دیده بودند، سوالات زیادی دریافت کردم که میپرسیدند: «آیا برای عروسکها هم دارید؟» بنابراین شروع به ساختن آنها کردم. این نوع جدیدی از هنر گوتیک است که در اوتا ساخته شده است. امیدوارم آن را در تمام بخشهای اوتا گسترش دهم.»
آیا برنامه خاصی دارید؟
«در سال ۲۰۲۴، ما یک نمایشگاه کلکسیون در ایالات متحده برگزار کردیم. در سال ۲۰۲۵، در رویداد عروسکهای ایتالیایی «کاخ عروسکها» شرکت خواهیم کرد. هنرمندان عروسک از سراسر جهان آثار خود را به نمایش خواهند گذاشت. این رویداد در سالن رقص یک قلعه اشرافی در برشا، شهری در نزدیکی میلان، برگزار خواهد شد. ما آثار هنری گوتیک جدید ساخته شده در اوتا را به جهان معرفی خواهیم کرد.»
تابوت عروسکی قابل حمل
تابوت عروسک آهنی جوش داده شده
اگر رویدادهایی در پیش دارید، لطفاً به ما اطلاع دهید.
«در مرکز توزیع در بخش اوتا،من عروسک هستم«قبلاً یک رویداد عروسکی به نام «تابوت عروسک» وجود داشت، اما اکنون در Tokyo Big Sight در اودایبا برگزار میشود. ما تابوتهای عروسکی را به عنوان کالا به نمایش خواهیم گذاشت، اما برای این رویداد، یک تابوت انسانی خواهیم آورد و به مردم اجازه میدهیم که بودن در داخل یک تابوت را تجربه کنند. میتوانید با عروسک وارد تابوت شوید و یک عکس یادگاری بگیرید.»
لطفا از آیندهنگریهایتان برایمان بگویید.
«تا الان کارهای زیادی انجام دادهام، بنابراین احساس میکنم اینجا نقطه اوج آن است. میخواهم مردم درباره دنیای منحصر به فرد کیکیراهاها شوتن بدانند. به عنوان بخشی از این کار، میخواهم درباره فعالیتهای مشترکمان با کارخانههای اوتا وارد صحبت کنم. وقتی با کارخانههای مختلف ارتباط برقرار میکنید، یک واکنش شیمیایی جدید رخ میدهد و اقلام جدیدی متولد میشوند. در ابتدا، ممکن است به دلیل تصویر یا ظاهر، شما را رد کنند، اما اگر دیدگاه خود را به وضوح بیان کنید، آنها روح هنرمند خود را شعلهور میکنند و با توصیههای فراوان، یک قطعه را تکمیل میکنند. همین امر در مورد مد و سیاستها نیز صدق میکند، که اغلب درک نمیشوند، اما من خوشحال میشوم اگر با همکاری با کارخانهها برای ایجاد اقلام جالب، بتوانم تعصبات و موانع را از بین ببرم و مردم را به این فکر بیندازم که "وای، چیزی به این جالبی ممکن است!"»
در نهایت، لطفاً درباره جذابیت روکوگو برای ما بگویید.
«همه خیلی دوستانه برخورد میکنند. من تمام فضای داخلی این مغازه را طراحی کردم و خیلیها موقع کار پیش من میآمدند و از من میپرسیدند که چه کار میکنم. از وقتی مغازه را باز کردهام، احتمالاً من را در تلویزیون یا مجلات دیدهاند و چیزهایی مثل «به کار عالیات ادامه بده» یا «نمیدانستم چیزی به این جالبی در اوتا ورد وجود دارد» به من گفتهاند.» وقتی به دبیرستان هانهدا میرفتم، اغلب در این منطقه قدم میزدم و کارخانههای مختلف را میدیدم. هرگز فکر نمیکردم که بتوانم با افرادی از چنین کارخانههایی کار کنم.یک بازار به نام G-round* وجود دارد که روبروی ایستگاه زوشیکی برگزار میشود. من در اولین رویداد شرکت کردم. ما یک تجربه تابوت در فضای باز برگزار کردیم. یک تابوت را جلوی ایستگاه زوشیکی قرار دادیم و از مردم خواستیم که وارد شوند. همه خیلی خوشحال و سرگرم بودند. برخی از خانمهای مسن به ما گفتند که اگر در حالی که هنوز زنده هستید وارد تابوت شوید، طول عمرتان افزایش مییابد و بسیاری از مردم در این کار شرکت کردند. تابوت یک وسیله خوش شانسی بود (میخندد).
این مصاحبه در سپتامبر ۲۰۲۵ انجام شده است.
*گوت: گوتیک. خرده فرهنگی شامل موسیقی، مد، هنر و سبک زندگی که تحت تأثیر رمانهای گوتیک مانند «دراکولا» اثر بی. استوکر و «قلعه اوترانتو» اثر اچ. هولپوت قرار دارد.
* «بتمن»: به کارگردانی تیم برتون در سال ۱۹۸۹. فیلمی قهرمان محور که سبک منحصر به فرد کارگردان یعنی «عشق به ماوراءالطبیعه» را برجسته میکند.
* ادوارد دست قیچی: محصول ۱۹۹۰، به کارگردانی تیم برتون. داستان یک انسان مصنوعی با دستهای قیچیمانند. با بازی جانی دپ.
*گوت راک: سبکی از راک که در اواخر دهه ۱۹۷۰ ظهور کرد و با جهانبینی تاریک و زیباییشناختی و زیباییشناسی منحط شناخته میشود. این سبک به مضامینی مانند وحشت گوتیک، رمانتیسیسم و پوچگرایی میپردازد. هنرمندان آن عبارتند از جوی دیویژن و سیوکسی و بنشیها.
*پانک مثبت: جنبشی که در اوایل دهه ۱۹۸۰ در بریتانیا گسترش یافت. این جنبش شامل آرایشهای وهمآوری بود که جنبههای گروتسک گوتیک را اغراقآمیز میکرد و یک جهانبینی منحصر به فرد، تاریک و رادیکال را بیان میکرد. گروههایی مانند Sex Gang Children و Cult.
*موج نو دهه ۸۰: جنبشی که پس از فروپاشی راک توسط پانک، راک را بازسازی کرد. بسیاری از گروهها از تجهیزاتی مانند سینتیسایزرهای دیجیتال استفاده میکردند که در آن زمان محبوب میشدند. از جمله میتوان به Ultravox و Eurizimix اشاره کرد.
*بازارچهی گروهی: یک بازارچهی جدید داوطلبانه که توسط انجمن ترویج منطقهی خرید سویمون-دوری سازماندهی شده است، با موضوع ترسیم حلقهها و ارتباطات در جامعه. این بازارچه از ۵ دسامبر ۲۰۲۰ آغاز میشود و از ژوئیه ۲۰۲۳ هر دو ماه یکبار برگزار خواهد شد.
ورودی باعث میشود احساس کنید در دنیایی مرموز سرگردان شدهاید.
تاریخ: ۲۱ مارس ۲۰۲۶ (شنبه) ۱۱:۳۰-۱۶:۳۰
مکان: سالن نمایشگاه توکیو بیگ سایت غرب (3-11-1 آریاکه، کوتو-کو، توکیو)
دسترسی: ۷ دقیقه پیاده از ایستگاه کوکوسای-تنجیجو در خط رینکای، ۳ دقیقه پیاده از ایستگاه توکیو بیگ سایت در خط یوریکامومه
ما در این شماره شما را با برخی از رویدادهای هنری زمستانی و مکانهای هنری معرفی خواهیم کرد. چرا برای کشف هنر در محله خودتان، سفری کمی دورتر را انتخاب نمیکنید؟
لطفاً برای اطلاع از آخرین اطلاعات هر مخاطب را بررسی کنید.
گالری هنری ماگومه در اول فوریه افتتاح خواهد شد! این مرکز، نقاشیها و سایر آثار متعلق به شهر اوتا را در خود جای داده و به نمایش میگذارد. حتماً از آثار هنرمندان محلی، از جمله نمایشگاه دائمی خوشنویس کوماگای تسونکو، دیدن کنید.

تکمیل برنامهریزیشده
| روزهای افتتاحیه | ۱ فوریه (یکشنبه) ۹:۰۰-۱۶:۳۰ (ورود تا ساعت ۱۶:۰۰) |
|---|---|
| روز بسته شدن | دوشنبهها (یا روز بعد اگر دوشنبه تعطیل رسمی باشد)، تعطیلات سال نو (۲۹ دسامبر تا ۳ ژانویه) |
| 場所 | 4-10-4 مینامیماگوم، اوتاکو، توکیو |
| هزینه | رایگان |
| استعلام | انجمن ترویج فرهنگی شهر اوتا، گالری هنری ماگومه 03-6410-7960 *به جز روزهای تعطیل |
یک رویداد بزرگ با استفاده از کل Smile Omori به عنوان صحنه برگزار خواهد شد! این یک رویداد سرگرم کننده با اجراهای فوق العاده، رقص، نمایشگاه های هنری و تجربیات عملی خواهد بود.

| تاریخ و زمان | ۸ فوریه (یکشنبه) ۱۰:۰۰-۱۶:۰۰ |
|---|---|
| 場所 | Omorikita 4-chome Complex (Smile Omori)، 4-6-7 Omorikita، Ota-ku، توکیو |
| هزینه | رایگان |
| استعلام |
کمیته اجرایی جشنواره لبخند موریموری (دبیرخانه: مرکز فعالیتهای اجتماعی اوموری کیتا) |
بخش روابط عمومی و شنوایی عمومی ، بخش ارتقا هنرهای فرهنگی ، انجمن ارتقا فرهنگی بخش اوتا
![]()